جمال الدين محمد الخوانساري
482
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
مذمّت أصحاب خودست باين كه همه با يكديگر دوست صاف شدهايد بر سر دوستى دنيا وترك آخرت . 6691 قد طلع طالع ولمع لامع ولاح لائح واعتدل مائل . بتحقيق كه طلوع كرد طلوع كنندهء ، ودرخشيد درخشندهء ، وهويدا شد هويدا شوندهء ، وراست شد كجى . ظاهر اينست كه اين كلامي باشد كه فرموده باشند در ابتداى نصب آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه بخلافت ظاهري ، ومراد به « طلوع كننده » و « درخشنده » و « هويدا شونده » آن حضرت خود باشد يا خلافت أو ، يا بأوّل يكى از آنها وبدوّم وسيّم حق وعدل ، ومراد به « كجى كه راست شده » دين باشد كه كج شده بود وبراستى گرائيد ، يا همان خلافت باشد كه كج شده بود وميل بديگران كرده بود وبعد از آن راست شد وبجاى خود قرار گرفت . 6692 قد صار دين أحدكم لعقة على لسانه صنيع من فرغ من عمله واحرز رضى سيّده . بتحقيق كه گرديده دين احدى از شما لعقه بر زبان أو مانند كار كسى كه فارغ شده باشد از عمل خود ، وجمع كرده باشد خشنودى خداوند خود را . « لعقه » بضمّ لام وسكون عين وفتح قاف آن چيزى را گويند كه به ملعقه يعنى كمچه « 1 » فرا گيرند ومراد اينست كه گرديده دين احدى از شما يعنى هر يك از شما يا بعضي از شما وتعيين نفرموده باشند ايشان را تا اين كه پر رسوا نشوند يا اين كه همه بفكر افتند ودر اصلاح دين خود كوشند ، « لعقه » يعنى قليل وضعيف بقدر آنچه بملعقه فرا گيرند واين از قبيل تشبيه معقول است بمحسوس « بر زبان أو » يعنى آن هم بر زبان است وبدل وجوارح سرايت نكرده « مانند كسى » يعنى قليل ديني از شما مانده بر زبان
--> ( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را بميم بعد از كاف ضبط كرده چنانكه در متن ياد شده است ، در منتهى الإرب گفته : « ملعقه كپچه وآنچه بوى ليستد » ، ودر برهان قاطع گفته : « كپچه بر وزن ومعنى كفچه است وآنرا چمچه نيز گويند » .